ماه سبز
سکانس اول
ماه رمضان امسال هم به واپسین روزهای خودش رسید. یحتملا" امشب جمعی توی کوچه پس کوچه های آسمان دنبال باقیمانده ماه میگردند تا پایان ماه رو اعلام کنند. با تمام شدن رمضان بار دیگه همه چی به روال سابقش بر میگرده و باز باید بشینیم به انتظار ماه رمضان سال دیگه . ایشالا که توفیقشو داشته باشیم.
پیش پیش عیدتون مبارک .
سکانس دوم
ماه رمضون همیشه یه حال و هوای خاص داره ، همه چی یه جور دیگه است.
دعای سحر
بوی نان تازه توی سفره افطار
ربنای دم افطار
بوی آش و حلیم و کله پاچه !!!!
سینی های پر از زولبیا بامیه و گوش فیل
شبهای احیا
کلا" همه چی یه جور خاصه!!!
سکانس سوم
طبق روال هرساله ، شبهای احیای امسال رو هم به مسجد محل رفتیم . حاج آقای مسجد بر بالای منبر داد سخن از شبهای قدر و کرامات مولا علی داده بود. تا اینجای کار چیز غریبی نبود.ولی از اینجا به بعدش ، قضاوت را میذارم به عهده خودتون ...
- این حاج آقای ما از آنجا که نیمچه تسلطی بر زبان شیرین انگلیسی! دارند هر از گاهی جملاتی به زبان شیوای انگلیسی بیان مینمودند که تا حدی توی ذوق حاضرین میزد. حالا این زبون فارسی خودمون چه ایرادی داشت ما که نفهمیدیم!
- مداح گرامی که از راه دوری جهت نوحه خوانی قدم رنجه فرموده بودند هر از گاهی در میان روضه های خود حاج آقای مارو مورد التفات قرار داده و کلی نوشابه از برای ایشان باز مینمودند که هرچه بر روی این مسئله محاسبات مهندسی انجام دادیم، رابطه بین مدح اهل البیت و حاج آقا رو نفهمیدیم و دست آخر به این نتیجه رسیدیم که این مسئله از علم این حقیر برون میباشد!!!
- تصور کنین جمعیتی رو که تا همین دو سه دقیقه پیش مشغول دعا و ثنا و عبادت بودند و همین که بوی غذای سحری که توسط مسجد تدارک دیده شده به مشامشون میرسه ، هنوز سر گرفتن قرآن به پایان نرسیده به سمت درهای خروجی حمله ور بشن جوری که به خودشونم رحم نمیکنن چه برسه به بغلی!!!
سکانس آخر
دعا کنیم در این شب آخر برای شفای همه مریضا ، آزادی همه زندونیای سبز بی ملاقاتی و آرزو کنیم سلامتی رو برای همه ایرونیای اصیل و با مرام
خدایا مرا آن ده که مرا آن به!
فاجبنی یاالله
آمین
ماه رمضان امسال هم به واپسین روزهای خودش رسید. یحتملا" امشب جمعی توی کوچه پس کوچه های آسمان دنبال باقیمانده ماه میگردند تا پایان ماه رو اعلام کنند. با تمام شدن رمضان بار دیگه همه چی به روال سابقش بر میگرده و باز باید بشینیم به انتظار ماه رمضان سال دیگه . ایشالا که توفیقشو داشته باشیم.
پیش پیش عیدتون مبارک .
سکانس دوم
ماه رمضون همیشه یه حال و هوای خاص داره ، همه چی یه جور دیگه است.
دعای سحر
بوی نان تازه توی سفره افطار
ربنای دم افطار
بوی آش و حلیم و کله پاچه !!!!
سینی های پر از زولبیا بامیه و گوش فیل
شبهای احیا
کلا" همه چی یه جور خاصه!!!
سکانس سوم
طبق روال هرساله ، شبهای احیای امسال رو هم به مسجد محل رفتیم . حاج آقای مسجد بر بالای منبر داد سخن از شبهای قدر و کرامات مولا علی داده بود. تا اینجای کار چیز غریبی نبود.ولی از اینجا به بعدش ، قضاوت را میذارم به عهده خودتون ...
- این حاج آقای ما از آنجا که نیمچه تسلطی بر زبان شیرین انگلیسی! دارند هر از گاهی جملاتی به زبان شیوای انگلیسی بیان مینمودند که تا حدی توی ذوق حاضرین میزد. حالا این زبون فارسی خودمون چه ایرادی داشت ما که نفهمیدیم!
- مداح گرامی که از راه دوری جهت نوحه خوانی قدم رنجه فرموده بودند هر از گاهی در میان روضه های خود حاج آقای مارو مورد التفات قرار داده و کلی نوشابه از برای ایشان باز مینمودند که هرچه بر روی این مسئله محاسبات مهندسی انجام دادیم، رابطه بین مدح اهل البیت و حاج آقا رو نفهمیدیم و دست آخر به این نتیجه رسیدیم که این مسئله از علم این حقیر برون میباشد!!!
- تصور کنین جمعیتی رو که تا همین دو سه دقیقه پیش مشغول دعا و ثنا و عبادت بودند و همین که بوی غذای سحری که توسط مسجد تدارک دیده شده به مشامشون میرسه ، هنوز سر گرفتن قرآن به پایان نرسیده به سمت درهای خروجی حمله ور بشن جوری که به خودشونم رحم نمیکنن چه برسه به بغلی!!!
سکانس آخر
دعا کنیم در این شب آخر برای شفای همه مریضا ، آزادی همه زندونیای سبز بی ملاقاتی و آرزو کنیم سلامتی رو برای همه ایرونیای اصیل و با مرام
خدایا مرا آن ده که مرا آن به!
فاجبنی یاالله
آمین
خداییش 1 روزه گرفتن اینقدر پز داره؟
پاسخ دادنحذف