محرم امسال
امروز اینجا اول محرم بود و تعطیل
ولی جالبیه کاراینجاست که بین اول محرم ما با اول محرم اینا از زمین تا آسمون توفیره....
اینجا جشن و شادیه واسه اول سال نوی قمری و اول محرم ما همه جا میشه سیاه پوش
اینجا محرم هیچ نشونی از محرم های ما نداره
تکیه هایی که یکی پس ازدیگری توی کوچه پس کوچه های محله هامون به پا میشد .
علامت و کتل و پرچمهای مشکی که به اهتزاز در میان...
دسته های زنجیر زنی و سینه زنی که به راه میفتن
بوی غذای دیگهای نذری توی آشپزخونه ها که همه خیابونو پر میکنه...
و و و.....
اینجا هیچ نشونی ازاین چیزا نداره
گاهی وقتا آدم یادش میره که اصلا" محرمه!!!
هرچند که توی این سالها دیگه محرمای ما هم اون صفای قدیمارو نداره
پر شده از چشم و همچشمیهای بین هیئت ها و ...
شاید هرچی سرو صدای هیئتاشون بیشتر باشه و دستشون بزرگتر باشه و غذاشون چربتر بیشتر حسینین...
شایدم اینجوری امام حسین بیشتر اجرشون میده!!!
ولش کن اصلا" به ما چه...
ولی یاد تمام بروبچه های هیئتمون بخیر
این روزا دلم خیلی هوایی شده...
یا حق
"در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست."دکتر شریعتی.
پاسخ دادنحذفآزادگی رو برای تک تک فرزندان سرزمین مادریم آرزو می کنم.